زندگی زیباست

متن مرتبط با «شعر دنگ دنگ از سهراب» در سایت زندگی زیباست نوشته شده است

باز م میآید پرستو نغمه خوان

  • نیلوبلاگ

    بادِ سرد، آرام بر صحرا گذشتسبزه زاران رفته رفته زرد گشتتک درخت نارون شد شد رنگ رنگزرد شد آن چتر شاداب قشنگبرگ برگ گل به رقص باد ریخترشته های بید بن از هم گسیختچشمه کم کم خشک شد بی آب شدباغ و بستان ناگ...

    ادامه مطلب
  • همینک آغاز کن

  • نیلوبلاگ

    ما نمیتوانیم خواست دیگران را برآوریم:باید به ندای درون گوش سپردجامعه,خانواده,دوستان,و رفقاهیچ کدام نمی دانند چه باید کردتنها خودمان از آن آگاهیم و تنها ما می توانیم راه درست را برگزینیم,پس هم اینکآغاز کنباجدیت بسیار , باید کوشیداز موانع بسیار باید گذشت, و قضاوتهای بسیاری را باید نادیده گرفتوهم پیش داوری ها را,اما تو می توانی آنچه بخواهی بدست بیاوریگربه سختی بکوشی,پس هم اینک آغاز کنتا زندگی ات همان باشد که میخواستی, تا زندگی ات عاشقانه باشدپی نوشت: چرا!هروقت می خوایم ی حرکتی رو انجام بدیم خودمون رو جای اون طرفی که این رفتاره ما روباید تحمل کنه نمی زاریم چرا!گاهی وقتا رفتارامون مثل آدم های از خود متشکره چرا! بی خودی اینقدر از جایگاه خودمون در می ریم چرا!آدم ها این دوره و زمونه دیگه جنبه ...

    ادامه مطلب
  • همینک آغاز کن

  • نیلوبلاگ

    ما نمیتوانیم خواست دیگران را برآوریم:باید به ندای درون گوش سپردجامعه,خانواده,دوستان,و رفقاهیچ کدام نمی دانند چه باید کردتنها خودمان از آن آگاهیم و تنها ما می توانیم راه درست را برگزینیم,پس هم اینکآغاز کنباجدیت بسیار , باید کوشیداز موانع بسیار باید گذشت, و قضاوتهای بسیاری را باید نادیده گرفتوهم پیش داوری ها را,اما تو می توانی آنچه بخواهی بدست بیاوریگربه سختی بکوشی,پس هم اینک آغاز کنتا زندگی ات همان باشد که میخواستی, تا زندگی ات عاشقانه باشدپی نوشت: چرا!هروقت می خوایم ی حرکتی رو انجام بدیم خودمون رو جای اون طرفی که این رفتاره ما روباید تحمل کنه نمی زا...

    ادامه مطلب
  • دنگ دنگ سهراب

  • نیلوبلاگ

    دنگ...، دنگ .... ساعت گیج زمان در شب عمر میزند پی در پی زنگ. زهر این فکر که این دم گذر است میشود نقش به دیوار رگ هستی من. لحظهام پر شده از لذت یا به زنگار غمی آلودهاست. لیک چون باید این دم گذرد، پس اگر میگریم گریهام بی ثمر است. و اگر میخندم خندهام بیهودهاست. دنگ...، دنگ .... لحظهها میگذرد. آنچه بگذشت ، نمیآید باز. قصهای هست که هرگز دیگر نتواند شد آغاز. مثل این است که یک پرسش بی پاسخ بر لب سر زمان ماسیدهاست. تند برمی خیزم تا به دیوار همین لحظه که در آن همه چیز رنگ لذت دارد ، آویزم، آنچه میماند از این جهد به جای: خنده لحظه پنهان شده از چشمانم. و ...

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    دنگ دنگ سهراب سپهری | شعر دنگ دنگ سهراب | شعر دنگ دنگ از سهراب | متن شعر دنگ دنگ سهراب |